برگشت به صفحه اول سایت برگشت به صفحه اول این زیربخش نقشه سایت
محور سیاستهای نهاد::
برنامه های نهاد::
مهدویت::
عفاف و حجاب::
حامیم::
قرآن و نماز::
مقالات اجتماعی -مذهبی::
پاسخ گویی به شبهات::
تفسیر قرآن کریم::
آوای نهاد::
::
پرسمان دانشگاهیان
پرسمان
نهاد رهبری
نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
زیربخش‌های پایگاه
ستاد عمره وعتبات
لبیک
آموزش مجازی گروه معارف

http://ec.nahad.ir/

ازدواج دانشجویی
پیوند
:: مقالات اجتماعی -مذهبی : دانشگاه تراز انقلاب اسلامی مطالبه‌ای مستمر ::
 | آخرین بروزرسانی: 1405/6/14 | 

 


دانشگاه تراز انقلاب اسلامی مطالبه‌ای مستمر

به گزارش مرکز ارتباطات و اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، از جمله دغدغه های همیشگی امام شهیدمان موضوع اسلامی شدن دانشگاه ها بود. ایشان هماره طی سالیان متمادی به معنی اخص کلام بر این موضوع اهتمام داشتند. قائد شهید در یکی از فرمایشات کلیدی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۷۸ این گونه مطرح کردند: من می گویم از این که شما بگویید «ما می خواهیم دانشگاه، اسلامی باشد»، خجالت نکشید و از این نترسید. این، آن چیزی است که این ملت برای آن قیام کرده است و من و شما پوسته ی رویی و ظاهر این ملت هستیم.(۱۳۷۸/۹/۲۳) و همچنین در فراز دیگری در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه ها در سال ۱۳۹۰ تذکر دادند: اگر دانشگاه ما یک دانشگاه علمی محض باشد، اما تویش دین و اخلاق نباشد، همان بلائی بر سر جامعه ما و کشور ما و آینده ما خواهد آمد که بر سر جامعه دانشمند غرب آمد.(۱۳۹۰/۶/۲) برای واکاوی اسلامی شدن دانشگاه ها با حجت الاسلام والمسلمین دکتر مصطفی رستمی -رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی - به گفت وگو نشستیم. وی درباره راهکار تحقق دانشگاه تراز انقلاب اسلامی گفته است: مسیر تحقق دانشگاه تراز انقلاب اسلامی، از «ماموریت گرایی»،«تحول در نظام هیئت علمی»،«احیاگری فرهنگی»،«تمرکز زدایی»،«پیوند با جامعه» و «نگهداشت نخبگان» می گذرد. این مسیر، اگرچه دشوار و زمان بر است، اما با اراده جمعی و تکیه بر بیانات راه گشای رهبر شهید انقالب، شدنی و امید بخش است. متن کامل این گفت و گو را در ذیل می خوانید:

**از جمله دغدغه‌های امام شهیدمان در خصوص دانشگاه اسلامی این بود که: «اگر دانشگاه ما یک دانشگاه علمیِ محض باشد، اما دین و اخلاق در آن نباشد، همان بلائی بر سر جامعه‌ ما و کشور ما و آینده‌ ما خواهد آمد که بر سر جامعه‌ دانشمند غرب آمد.» به نظر جنابعالی یک دانشگاه اسلامی چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد تا نگرانی قائد شهیدمان مرتفع شود؟

 برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید بر این نکته تأکید کرد که این دغدغه، بیان‌گر نگاه راهبردی رهبر شهید به نقش و کارکرد دانشگاه در نظام اسلامی است. ایشان بارها بر این اصل تأکید داشته‌اند که علمِ صرف و بدون جهت‌گیری الهی و اخلاقی، نه‌تنها ضامن سعادت جامعه نیست، بلکه می‌تواند به ابزاری برای سلطه، استثمار و حتی نابودی بشریت تبدیل شود. از منظر ایشان، آنچه در تمدن غربی رخ داد، حاصل جدایی علم از دین و اخلاق بود؛ علمی که به جای خدمت به انسان، به بمب‌افکنی و بی‌عدالتیِ جهانی انجامید. بنابراین، دانشگاه اسلامی برای مرتفع‌سازی این نگرانی، باید دارای ویژگی‌هایی باشد که در ادامه به آنها اشاره می‌شود.

نخستین و بنیادی‌ترین ویژگی، تلفیق علم با ایمان و اخلاق است. دانشگاه اسلامی را نباید به‌عنوان نهادی صرفاً آموزشی و پژوهشی تعریف کرد که در آن، دین و اخلاق به حاشیه رانده شده‌اند؛ بلکه این دانشگاه، عرصۀ وصال علم و دین است. در چنین فضایی، علم جهت‌گیریِ خود را از اخلاق و ایمان می‌گیرد و هر پژوهشی، پیش از آنکه به کارآمدی فنی بیندیشد، به پیامدهای اخلاقی و انسانی آن توجه می‌کند. به تعبیر ایشان، علم همچون سلاحی است در دست انسان؛ اگر این سلاح در دست انسانی بی‌ایمان و بی‌اخلاق قرار گیرد، به جای آبادانی، ویرانی به بار می‌آورد. پس دانشگاه اسلامی، علمی تولید می‌کند که در خدمت صلح، عدالت و تعالی انسان‌هاست و نه سلطه و استثمار.

دومین ویژگی، تقدم تهذیب و تربیت بر آموزشِ صرف است. در نگاه ایشان، دانشگاه موفق، دانشگاهی است که دانشجو را هم‌زمان با تحصیل علم، به تهذیب اخلاق و تقویت معنویت دعوت کند. ایشان صراحتاً تأکید دارند که دانشجو باید در کنار درس خواندن، به «تهذیب اخلاق» و «ورزش» نیز بپردازد تا انسانی متوازن، سالم و متعهد تحویل جامعه شود. در دانشگاه اسلامی، هدف نهایی، تربیت «متخصص متعهد» است؛ کسی که نه‌تنها به دانش روز مسلح است، بلکه نسبت به جامعه، کشور و آرمان‌های اسلامی خود احساس مسئولیت می‌کند و هرگز از علم خود برای اهداف شخصی یا ضدبشری استفاده نمی‌کند.

سومین ویژگی، تولید علمِ جهت‌دار و مسئله‌محور است. دانشگاه اسلامی نمی‌تواند در برج عاج خود نشسته و به پژوهش‌های انتزاعی و بی‌ارتباط با نیازهای جامعه بپردازد. بلکه وظیفه دارد علم را در خدمت حل مسائل اساسی کشور قرار دهد؛ مسائلی همچون فقر، بیکاری، ناترازی‌های اقتصادی، بحران‌های زیست‌محیطی و آسیب‌های اجتماعی. از نگاه ایشان، دانشگاه باید به «پایگاه تمدن‌سازی نوین اسلامی» تبدیل شود؛ یعنی علمی تولید کند که هم استقلال و عزت کشور را تضمین کند و هم زمینه‌ساز تحقق جامعه آرمانی اسلامی باشد. در این راستا، پژوهش‌های دانشگاهی باید به‌جای تقلید و مصرف‌گری، به نوآوری و مرجعیت علمی بینجامد و پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه باشد.

چهارمین ویژگی، تکریم عالِم و کرامت دانشگاهیان است. در دانشگاه اسلامی، استاد و دانشجو از جایگاه والایی برخوردارند و احترام به علم و عالم، یک اصل بنیادین به‌شمار می‌رود. این تکریم، نه به‌معنای تقدس‌زدگی، بلکه به‌معنای ایجاد فضایی امن، آزاد و مبتنی بر اعتماد برای پرسشگری، نقد و خلاقیت علمی است. رهبری شهید بارها بر این نکته تأکید داشته‌اند که دانشگاه باید محیطی «پاکیزه» از نظر اخلاقی و معنوی باشد و اساتید و دانشجویان در آن با کرامت و آرامش خاطر به تحقیق و تعلیم بپردازند. در چنین فضایی، علم به بالندگی می‌رسد.

و در نهایت دانشگاه اسلامی باید به‌گونه ای طراحی شود که خروجی آن، «انسان مسئول و کنشگر» باشد؛ انسانی که در عین تخصص و مهارت، نسبت به سرنوشت جامعه خود احساس تکلیف می‌کند و برای آبادانی ایران و تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی، از هیچ کوششی فروگذار نیست. به تعبیر روشن‌تر، دانشگاه اسلامی، نقطه اتصال علم، ایمان و عمل است. در این دانشگاه، علم صرف و بی‌جهت، جای خود را به علم متعهد و جهت‌دار می‌دهد و نگرانی از تکرار «بلای جامعه دانشمند غرب» به امید به آینده‌ای روشن و تمدنی نوین مبتنی بر عدالت، اخلاق و معنویت تبدیل می‌شود.

**اگر وضعیت موجود علمی و فرهنگی دانشگاه‌ها را با وضعیت مطلوب، دارای فاصله می‌دانید چگونه این فاصله را باید کم کرد؟

بله، به‌وضوح میان وضعیت موجود و مطلوب دانشگاه‌های کشور فاصله وجود دارد. این فاصله هم در ابعاد علمی و هم در ابعاد فرهنگی و تربیتی قابل مشاهده است و کاهش آن نیازمند عزمی ملی و برنامه‌ای جامع است. رهبر شهید انقلاب، دانشگاه مطلوب را به عنوان «مرکزی که در آن متخصصین مسلمان و متعهد پرورش می‌یابد» توصیف کرده‌اند و برای حرکت از وضعیت موجود به سوی این وضعیت مطلوب، باید در چند محور اساسی و به‌صورت هم‌زمان گام برداشت:

نخستین گام، حرکت از دانشگاه‌های صرفاً مدرک‌محور به سمت دانشگاه‌های مسئله‌محور است. دانشگاه باید به جای تولید انبوه فارغ‌التحصیلان فاقد مهارت کاربردی، به کانونی برای حل مسائل کلان کشور تبدیل شود. این به معنای جهت‌دهی پژوهش‌ها به سمت نیازهای واقعی جامعه، بازنگری در سرفصل‌های آموزشی بر اساس مهارت‌افزایی و کارآفرینی، و الزام پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها به حل یک مسئله عینی از مسائل کشور است. رهبری نیز بر این نکته تأکید دارند که «علاج دردها و مشکلات کشور» در گرو پیشرفت علمی است و باید «نگاه تقلیدی به پیشرفت‌های علمی غرب» را کنار گذاشت.

دومین محور، تحول در نظام هیأت علمی و ارزش‌گذاری است. هیأت علمی، قلب تپنده دانشگاه محسوب می‌شود و برای کاهش فاصله موجود، باید نظام جذب، ارتقا و ارزیابی اساتید را دگرگون کرد. به‌جای ارزش‌گذاریِ صرف بر اساس تعداد مقالات و شاخص‌های کمّی، باید امتیاز ویژه‌ای برای «حل مسائل کشور» ، «تأثیرگذاری اجتماعی» و «ایجاد کسب‌وکارهای دانش‌بنیان» قائل شد. همچنین، شجاعت علمی، نوآوری و پرهیز از نگاه تقلیدی، از ویژگی‌های لازم برای اساتید دانشگاه‌هاست که باید در فرایندهای ارزیابی لحاظ گردد.

سومین محور، احیای نقش تربیتی و فرهنگی دانشگاه است. دانشگاه صرفاً یک کارخانه تولید مدرک نیست، بلکه کانون تربیت انسان‌های متعهد و مسئول است. برای پر کردن خلأ فرهنگی، باید برنامه‌های درسی به‌گونه‌ای طراحی شوند که تهذیب و تربیت اخلاقی در کنار آموزش و پژوهش قرار گیرد. این امر نیازمند بازنگری در محتوای دروس معارف، تقویت کرسی‌های آزاداندیشی، و ایجاد فضایی برای گفت‌وگوهای انتقادی است. رهبری شهید نیز «صداقت، اخلاص، جوانی، طراوت و آمادگی روحی» را از ویژگی‌های مهم دانشجویی برشمرده‌اند که نشان‌دهنده ضرورت توجه به ابعاد غیردرسی شخصیت دانشجو است.

چهارمین محور، تمرکززدایی و اعتماد به دانشگاه است. نظام مدیریتی دانشگاه‌ها باید از انحصار و بوروکراسی دست‌وپاگیر خارج شود. واگذاری اختیارات بیشتر به دانشگاه‌ها، شفافیت مالی، امید و نشاط اجتماعی برای نهاد علم، از ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیر است. این اعتماد، زمینه‌ساز رشد خلاقیت، نوآوری و احساس مسئولیت در میان مدیران، اساتید و دانشجویان خواهد شد. رهبر شهید نیز بر «اعتماد به نفس شخصی و ملی» به‌عنوان یکی از ویژگی‌های لازم تأکید داشته‌اند.

پنجمین محور، تقویت پیوند دانشگاه با جامعه و صنعت است. ایجاد نهادهای واسط، مانند دفاتر ارتباط با صنعت، طراحی دوره‌های کارآموزی هدفمند، و الزام صنایع به مشارکت در حل مسائل دانشگاهی، می‌تواند فاصله میان نظریه و عمل را کاهش دهد و دانشگاه را به نهادی پویا و تأثیرگذار تبدیل کند.

 و در نهایت، سرمایه‌گذاری بر روی نخبگان و جلوگیری از مهاجرت، یکی از ضروری‌ترین اقدامات است. مهاجرت نخبگان، یکی از نشانه‌های بارزِ فاصله وضع موجود با مطلوب به شمار می‌رود. تأمین امنیت شغلی، معیشت مناسب و ایجاد فرصت‌های پژوهشی جذاب برای نخبگان، می‌تواند این روند را معکوس کند. همچنین، استفاده از ظرفیت ایرانیان مقیم خارج برای شبکه‌سازی علمی و انتقال دانش، یک راهکار مکمل و ارزشمند است.

به ‌بیان ‌دیگر، کاهش فاصله وضع موجود و مطلوب، یک پروژه بلندمدت و چندلایه است که نیازمند هماهنگی میان وزارت علوم، دولت، مجلس، خود دانشگاه‌ها و بخش خصوصی است. مسیر تحقق دانشگاه تراز انقلاب اسلامی، از «مأموریت‌گرایی» ، «تحول در نظام هیأت علمی»، «احیاگری فرهنگی»، «تمرکززدایی»، «پیوند با جامعه» و «نگهداشت نخبگان» می‌گذرد. این مسیر، اگرچه دشوار و زمان‌بر است، اما با اراده جمعی و تکیه بر بیانات راهگشای رهبر شهید انقلاب، شدنی و امیدبخش است.

**برخی بر این باورند که راه اصلی برای اسلامی شدن دانشگاه‌ها، اسلامی شدن دانش‌هاست. تحلیل‌تان در این‌باره چیست؟

برای تحلیل این موضوع، نخست باید به نسبت‌سنجی «اسلامی شدن دانش‌ها» با «اسلامی شدن دانشگاه» از دیدگاه رهبر شهید پرداخت. بدون تردید، «اسلامی شدن دانش‌ها» یکی از ارکان اصلی و گام‌های اساسی در مسیر اسلامی شدن دانشگاه‌ها به‌شمار می‌رود. رهبر شهید با تأکید بر لزوم «تولید علم» و «داشتن ابتکار و خلاقیت» به‌درستی بر این نکته صحه می‌گذارند که دانشگاه اسلامی، صرفاً با تغییر ظاهر یا افزودن برخی دروس شکل نمی‌گیرد، بلکه نیازمند تحول در محتوا و جهت‌گیریِ علوم است.

ایشان در این‌باره تصریح کرده‌اند که «اسلامی شدن دانشگاه‌ها به معنای جهت‌گیری اسلامی در همه زمینه‌ها است»؛ که قطعاً این جهت‌گیری، شامل محتوای دانش‌ها و علوم تولیدی در دانشگاه نیز می‌شود. با این حال، تقلیل «اسلامی شدن دانشگاه» به صرف «اسلامی شدن دانش‌ها»، نگاهی یک‌سویه و ناقص است که از ابعاد دیگر این تحول بزرگ غافل می‌ماند. رهبری بارها بر این نکته تأکید کرده‌اند که اسلامی شدن دانشگاه، امری چندلایه و جامع است و صرفاً با تغییر محتوای دروس محقق نمی‌شود. از منظر ایشان، دانشگاه نه فقط یک نهاد آموزشی و پژوهشی، بلکه یک زیست‌بوم فرهنگی، اجتماعی و تربیتی است و به همین دلیل، ایشان برای اسلامی شدن دانشگاه، ابعاد متعددی را ترسیم می‌کنند که فراتر از محتوای دانش‌هاست؛ مثلاً ایشان «حضور روحانیون در دانشگاه» را «یکی از مظاهر اسلامی شدن دانشگاه‌ها» برشمرده شده است و نشان می‌دهد که این موضوع صرفاً یک تغییر محتوایی نیست، بلکه یک حضور انسانی و تربیتی است. همچنین «تلاش برای ایجاد تحول در عرصه علم» در کنار «حفظ جهت‌گیری اسلامی دانشگاه‌ها» از «فوری‌ترین و واجب‌ترین نیازها» دانسته شده که نشان می‌دهد جهت‌گیری کلی دانشگاه، به عنوان یک نهاد، به اندازه محتوای دانش‌های آن اهمیت دارد و این دو، مکمل یکدیگرند، نه جایگزین.

ایشان با تأکید بر «لزوم توجه همزمان به مسائل اعتقادی و مسائل معنوی دانشجویان»، به‌روشنی بیان می‌دارند که دانشگاه اسلامی، محیطی است که در آن فضای معنوی و بنیه فکری دانشجویان، توأمان با آموزش، تقویت می‌شود. بر اساس رهنمودهای ایشان، «اسلامی شدن دانش‌ها» را باید یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین محورها در مسیر اسلامی شدن دانشگاه دانست و نمی‌توان دانشگاهی را اسلامی تصور کرد که دانش‌های تولیدشده در آن، از جهت‌گیری الهی و اخلاقی بی‌بهره است، اما این مسیر، تنها به بازنگری در سرفصل‌ها و محتوای دروس محدود نمی‌شود. اسلامی شدن دانشگاه، فرآیندی جامع و چندبعدی است که همزمان به تحول در محتوای دانش‌ها، جهت‌گیری کلی نهاد دانشگاه، حضور اساتید و روحانیون متعهد، فضای فرهنگی و معنوی حاکم بر آن و نیز تربیت نسلی متخصص، متعهد و بصیر می‌اندیشد و به عبارت دیگر، اسلامی شدن دانش‌ها، شرط لازم است، اما برای تحقق کامل دانشگاه اسلامی، به سایر ارکان نیز باید به یک اندازه توجه کرد.

**«تولید و پیشرفت علم» از جمله نیازها و دغدغه‌های نظام علمی و فرهنگی کشور است. اما متأسفانه حرکت چشمگیری در این زمینه دیده نمی‌شود. افق‌های پیش رو را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

برای ارزیابی افق‌های پیش رو، ناگزیر از نگاهی دووجهی هستیم که هم به داشته‌ها و دستاوردها بنگرد و هم به موانع و چالش‌ها. رهبر شهید انقلاب، تولید علم را نه یک انتخاب که یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای بقا و عزت کشور می‌دانند و بارها بر لزوم «نهضت نرم‌افزاری و تولید علم» تأکید کرده‌اند. ایشان اساتید دانشگاه را به «سوزن‌بانانی» تشبیه می‌کنند که می‌توانند ریل حرکت ملت را به سمت عزت و استقلال هدایت کنند و معتقدند که «تولید علم و جنبش نرم‌افزاری» از ضرورت‌های غیرقابل‌انکار برای پیشرفت کشور است. با این حال، مسیر تحقق این آرمان، هموار نیست و با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است.

در یک نگاه واقع‌بینانه، نمی‌توان منکر دستاوردهای علمی کشور شد. رئیس مؤسسه ISC اعلام می‌کند که بر اساس محاسبات انجام‌شده، ایران در سال ۲۰۲۵ تعداد ۷۸ هزار و ۱۰۲ مدرک علمی نمایه‌شده در پایگاه اسکوپوس (Scopus) داشته و از سوی دیگر، سهم بودجه تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی ایران در آخرین داده موجود حدود ۰.۷۳ درصد برآورد شده است. با در نظر گرفتن اندازه اقتصاد ایران بر حسب برابری قدرت خرید، میزان بودجه تحقیق و توسعه کشور حدود ۱۳.۴ میلیارد دلار محاسبه می‌شود؛ در نتیجه، ایران به ازای هر یک میلیارد دلار بودجه تحقیق و توسعه، حدود پنج هزار و ۸۲۴ مدرک علمی تولید کرده است و این رقم بالاترین مقدار در میان ۲۰ کشور بررسی‌شده است. در شاخص کیفیت، یعنی سهم مدارک ۱۰ درصد برتر پراستناد، ایران از رتبه هشتم در سال ۲۰۲۳ به رتبه ششم در سال ۲۰۲۵ صعود کرده است. باید گفت که در حوزه‌های پزشکی بازساختی و سلول‌های بنیادی، نانوپزشکی، طب سنتی و کارآزمایی‌های بالینی، ایران به جرگه کشورهای پیشرو و صاحب سبک جهان راه یافته و این موفقیت‌ها بخشی از چشم‌انداز روشن علمی کشور را ترسیم می‌کند.

 این آمار نشان می‌دهد که حرکت علمی کشور متوقف نشده است، اما سرعت آن با موانع جدی روبه‌روست و برای حفظ و ارتقای این جایگاه، باید چالش‌های پیش رو را جدی گرفت.

تعداد مقاله به‌تنهایی نمی‌تواند همه واقعیت علم را نشان دهد؛ کیفیت پژوهش، اثرگذاری علمی، حل مسائل کشور، تولید فناوری، ثبت اختراع، همکاری‌های بین‌المللی و کاربرد نتایج پژوهش در صنعت و جامعه نیز اهمیت دارند، اما شاخص بهره‌وری انتشار علمی نشان می‌دهد که ایران از نظر ظرفیت انسانی و توان تولید علمی، پشتوانه مهمی در اختیار دارد؛ پشتوانه‌ای که اگر با زیرساخت‌های بهتر، حمایت پایدارتر، دسترسی بیشتر به تجهیزات، گرنت‌های پژوهشی رقابتی و ارتباط مؤثرتر با صنعت همراه شود، می‌تواند آثار بزرگ‌تری در توسعه علمی و فناورانه کشور داشته باشد.

البته در این میان، جریان دشمنیِ معنادار نظام سلطه با همه نوع پیشرفت ایران عزیز را نباید مغفول داشت. ما با دو حرکت خطرناک علیه جریان علمی کشور به عنوان یکی از پیشران‌های اقتدار مواجه هستیم؛ از یک سو، نسل‌‌کشیِ علم در ایران که از اواخر دهه ۸۰ با ترور دانشمندان آغاز شد و در جنگ ۱۲ روزه به اوج خود رسید و از سوی دیگر، مدیریت شیطانیِ کاهش حضور علم ایران در معرض دید ناظران دنیاست.

تحریم‌های علمی و اقتصادی نه تنها دسترسی به تجهیزات پیشرفته آزمایشگاهی را محدود کرده، بلکه برخی از مجلات بین‌المللی، مقالات محققان ایرانی را به دلایل سیاسی و بدون داوری علمی رد می‌کنند. از سوی دیگر، مهاجرت نخبگان، بی‌ثباتی اقتصادی و تعطیلی دانشگاه‌ها از اصلی‌ترین عوامل کاهش کیفیت آموزش و پژوهش است و فاصله علم از عمل، با وجود تولید کمّی بالا، همچنان پابرجاست و هنوز پیوند مستحکمی میان دانشگاه و صنعت برقرار نشده است؛ به‌همین دلیل رهبر شهید، سال‌هاست بر ضرورت «گره‌خوردن تحقیقات دانشگاهی با صنعت» تأکید می‌کردند و می‌فرمودند این کار «تا حدود زیادی تحقق پیدا کرده، اما به طور کامل نه».

با وجود این چالش‌ها، افق‌ها را نباید تیره و تار دید؛ نخست آنکه اراده جدی در سطح حاکمیت برای پیشرفت علمی وجود دارد و هدف‌گذاری رتبه ۱۴ جهانی در برنامه هفتم، خود نشانه این عزم است و دوم آنکه ظرفیت عظیم نخبگانی کشور، با وجود مهاجرت‌ها، همچنان یک سرمایه راهبردی محسوب می‌شود که با تدبیر می‌توان از آن بهره برد.

برای عبور از وضعیت کنونی و تحقق افق‌های مطلوب، چند راهکار اساسی ضروری به‌نظر می‌رسد: تأمین زیرساخت‌های ارتباطی پایدار برای پژوهشگران و جلوگیری از قطع اینترنت دانشگاهی، فعال‌سازی دیپلماسی علمی برای شکستن انحصار نشریات بین‌المللی و افزایش تعاملات علمی، اصلاح نظام تأمین مالی پژوهش‌ها و افزایش سهم تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی، پیوند جدی‌تر دانشگاه با صنعت و حل مسائل کشور، و ایجاد بسترهای امنیت شغلی و معیشتی برای نخبگان به منظور توقف مهاجرت و حتی بازگشت آنان.

به‌عنوان جمع‌بندی می‌توان گفت که مسیر تولید علم در کشور، مسیری پرنشیب و فراز است و دستاوردهای کمّی، قابل‌توجه و امیدوارکننده به نظر می‌رسد، اما برای تثبیت و ارتقای این جایگاه باید موانع ساختاری، اقتصادی و ارتباطی را با عزمی جهادی از پیش رو برداشت و تحقق این مهم نیازمند هماهنگی میان همه نهادهای علمی، اجرایی و تقنینی کشور است که اگر این هماهنگی محقق شود آینده علمی ایران، با وجود همه دشواری‌ها، روشن و امیدبخش خواهد بود.

**برای ارتقای سطح فرهنگی دانشگاه و تحول مطلوب فرهنگی چه باید کرد تا منویات امامین انقلاب بویژه امام شهید و امام حاضر آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای تحقق یابد؟

برای ارتقای سطح فرهنگی دانشگاه و تحقق منویات امامین انقلاب، باید مسیری را پیمود که در آن دانشگاه، صرفاً یک نهاد آموزشی نبوده، بلکه کانونی برای تربیت انسان‌هایی متعهد، عالم و مسئول باشد. این تحول، نیازمند بازنگری در اهداف، محتوا و روش‌های حاکم بر دانشگاه است. نگاه بنیادین هر دو امام انقلاب به دانشگاه، فراتر از یک مرکز علمیِ صرف است؛ امام خمینی (ره) دانشگاه را تعیین‌کنندۀ «سرنوشت یک ملت» می‌دانستند و هدف از اسلامی شدن آن را کسب «استقلال» و رهایی از سلطه فکری غرب عنوان می‌کردند و رهبر شهید نیز دانشگاه را «جزو اساسی‌ترین مسائل انقلاب» و بالِ پروازدهندۀ آن می‌دانند و سه وظیفه اصلی برای دانشگاه ترسیم می‌کنند: «تربیت عالم، تولید علم، و جهت‌دهی به این دو». ایشان بر این باورند که دانشگاه باید به «محیط‌های تدیّن و حاکمیت دین» تبدیل شود تا بتواند در مسیر «تمدن‌سازی نوین اسلامی» گام بردارد. برای پر کردن فاصله میان وضع موجود و این چشم‌انداز، باید اقدامات عملیاتی و هماهنگی در سطوح مختلف انجام شود:

نخستین گام، تحول در محتوا و جهت‌گیری علم است؛ باید «رویکرد مصرف‌کنندگی علم را تبدیل کنیم به رویکرد تولید علم» و به جای تقلید، به نوآوری و مرجعیت علمی دست یابیم. همچنین نگرانی رهبر شهید از این است که آموزش برخی از علوم انسانی، «باعث بی‌اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می‌شود» و بنابراین بازنگری در محتوای این علوم بر اساس مبانی اسلامی، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.

دومین گام، تربیت استاد و دانشجوی تراز انقلاب اسلامی است؛ اساتید متدین و انقلابی باید «کاری کنند که جریان انقلابی و فکری و اسلامی در دانشگاه، جریان رایج شود» و دانشجو باید با «تفکر و اندیشه‌ورزی، عمیق شدن در مسائل اصلی کشور و پرهیز از هرگونه انفعال و ناامیدی»، به حل مسائل کشور بیاندیشد و از مسئولان مطالبه‌گری کند.

سومین گام، ایجاد فضای فرهنگی مبتنی بر تدین، اخلاق و انقلابی‌گری است؛ دانشگاه باید محیطی برای «اذعان و تسلیم در برابر خداوند و پایبندی همه‌جانبه به احکام اسلامی» باشد و کار فرهنگی نیز «نیازمند حرکتی جهادی و انقلابی» است و در این زمینه، باید از کارهای سطحی و کلیشه‌ای پرهیز کرد. در عین حال، دانشگاه نباید از مسائل کشور جدا باشد، بلکه باید خود را موظف به «حل مسائل و پیشرفت کشور» بداند.

چهارمین گام، اصلاح ساختار و رویه‌های مدیریتی است؛ رفع دغدغه‌های معیشتی اساتید و دانشجویان، یک ضرورت است تا آنان با آرامش خاطر به وظایف اصلی خود بپردازند و برقراری گفت‌وگو میان دانشجویان و مسئولان برای پاسخ به مطالبات و بهره‌گیری از پیشنهادات آنان، ضروری است. مسیر تحقق این منویات، مسیری مستمر و نیازمند عزمی ملی است و تحقق این اهداف، به معنای آن است که دانشگاه به جایگاهی دست یابد که در آن «نجات از گرایش انحرافی»، «علم نافع» و پرورش نسلی «متدین و انقلابی»، نه یک شعار، بلکه اصل حاکم بر آن باشد. این همان دانشگاهی است که می‌تواند به عنوان یک «مرکز تولید علم و رشد علمی»، «تأمین‌کننده اقتدار ملی» و در نهایت، یکی از ارکان اصلی تمدن‌سازی نوین اسلامی باشد.

**نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی، زمانی تحت نظر مرحوم دکتر غفوری فرد وجود داشت آیا هم‌اکنون هم وجود دارد و نقش نهاد در این امر چگونه است؟

متأسفانه متناسب با جایگاه شورای عالی در نظام تقنینی و سیاستگذاری کشور، ساز و کار کامل و دقیقی برای نظارت بر پیاده‌شدنِ مصوبات نداریم. در برخی از حوزه‌ها نظارت وجود دارد و در برخی خیر. در دوره‌های مختلف، تلاش‌هایی صورت گرفته است که باید ادامه یابد. نهاد بر اساس حضور در شوراهایی که در آنها عضو است و گزارش‌های دریافتی، ورودِ مؤثر دارد، اما قطعاً کافی نیست.

**از منظر جنابعالی شاخص‌های یک رئیس مطلوب دانشگاه چیست و چرا شورای عالی انقلاب فرهنگی وظیفه اصلی‌اش را در تأیید به یک کمیته، محول کرده است؟

براساس نامه ارسالی از سوی دبیرخانه شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها و نیز کاربرگ توضیحات تکمیلی گزارش عملکرد اجرایی‌سازی برنامه‌های پیشنهادی دانشگاه، یک رئیس مطلوب دانشگاه باید علاوه بر دارا بودن شاخص‌های شایسته‌سالاری اسلامی (تعهد، تخصص، مهارت و بینش سیاسی مبتنی بر مبانی اسلامی)، توانایی تدوین برنامه‌های عملیاتی مشخص را در چهار نظامِ «فرهنگی‌تربیتی»، «آموزشی»، «پژوهش و فناوری» و «مدیریتی» داشته باشد و برنامه‌های خود را در قالب شاخص‌های قابل‌سنجش ارائه دهد.

یک رئیس مطلوب، باید بتواند برای هر اقدام، راهبرد و شاخصی مشخص تعریف کند و بازه زمانی دقیقی برای شروع و اتمام برنامه‌ها تعیین نماید. همچنین رئیس مطلوب، موظف است گزارش‌های نسبی از میزان پیشرفت برنامه‌های خود را در موعد مقرر به دبیرخانه ارائه دهد و وضعیت فعلی اجرا، درصد پیشرفت براساس مراحل اجرا و نیز مشکلات و چالش‌های پیش‌روی هر برنامه را به‌صورت شفاف (در ابعادِ ساختاری، محتوایی، منابع و...)، مستند کند و در نهایت، راهکارهایی عملی برای رفع هر یک از این چالش‌ها پیشنهاد دهد. علاوه بر اینها، باید در برابر پایش و نظارت مستمر شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها و وزارتخانه‌های ذی‌ربط پاسخگو باشد و براساس نتایج این ارزیابی‌های مستمر مورد تشویق یا بازخورد قرار گیرد.

**چرا شورای عالی انقلاب فرهنگی وظیفه اصلی‌اش را در تأیید ریاست دانشگاه به یک کمیته، محول کرده است؟

تا دوره ریاست جمهوری آقای روحانی، پروندۀ رؤسای دانشگاه در صحن شورا مورد بررسی قرار می‌گرفت و اعلام نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی پس از بحث و بررسی در صحن اصلی شورا صورت می‌گرفت. اما در دوره آقای روحانی به‌دلیل زمانی که در بررسی تک‌تک پرونده‌های رؤسا از شورا گرفته می‌شد، دولت به دنبال این بود که موضوع تأیید رؤسای دانشگاه‌ها را از اختیارات شورا خارج کند و آن را خودِ دولت در اختیار بگیرد که با رفت و آمدی که در صحن شورا انجام شد و نهایتاً استمزاجی که دربارۀ اختیارات شورا از دفتر نهاد معظم رهبری صورت گرفت، ایشان موافقت نکردند که از شورا گرفته بشود. راه میانه این بود که عده‌ای به نمایندگی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در یک جمعِ محدودتر، هم برای بررسی سریع‌تر و هم برای اینکه وقت شورا از دستور جلسات دیگر دچار محدودیت نشود، موضوع بررسی صلاحیت‌ها را به‌عهده بگیرند که الان در یک کمیتۀ پنج نفره شامل دبیر محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی و یک عضو شورا به انتخاب اعضای شورا، وزیران محترم علوم و بهداشت و رئیس نهاد، این کمیته به وظایف خودش عمل می‌کند. در مواردی که مرتبط با دانشگاه آزاد، دانشگاه فرهنگیان یا دانشگاه پیام نور است، ریاست آن دانشگاه نیز به جلسه اضافه می‌شود.

کلیدواژه ها: انقلاب اسلامی | دانشگاه |
دفعات مشاهده: 118 بار   |   دفعات چاپ: 50 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

CAPTCHA
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
nahadrahbari
Persian site map - English site map - Created in 0.7 seconds with 55 queries by YEKTAWEB 4774